ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

220

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

روزى كه خليفه براى پذيرائى از علماء و دانشمندان مىنشست او با هر طبقه از فقهاء و علما و ادبا داخل مىشد كه هم موسيقى دان و هم شاعر و هم فقيه و هم محدث و هم قارى و مفسر قرآن بود ولى شهرت او و پدرش در موسيقى بوده كه بزرگتر از آن دو كسى نبود . اينكه موصلى گفته شده پدرش ساكن موصل بود ) . در ماه ذى الحجه عبيد اللّه بن عمر بن ميسره جشمى قواريرى و اسماعيل بن عليه و منصور بن ابى مزاحم و سريج بن يونس ابو الحرث وفات يافتند . ( سريج ) با سين بى نقطه و جيم است . سنه دويست و سى و شش بيان قتل محمد بن ابراهيم در آن سال محمد بن ابراهيم بن مصعب ( بايد بن حسين بن مصعب و برادرزاده طاهر بن حسين باشد ) برادر اسحاق بن ابراهيم كشته شد . سبب قتل او اين بود كه اسحاق ( برادر محمد مذكور ) در حيات خود فرزند خويش را نزد خليفه فرستاده بود كه نايب او باشد چون اسحاق درگذشت متوكل كار پدرش را به او سپرد و منتصر ( فرزند متوكل ) يمامه ( كه تحت اختيار او بود ) را به او واگذار نمود . و معتز ( فرزند ديگر متوكل ) فارس ( كه تحت اختيار او بود ) به او واگذار كرد . متوكل هم تمام كارها و امارتهاى پدرش را به او سپرد . او هم هر چه از پدرش جواهر مانده بود بمتوكل و دو فرزندش تقديم كرد . همچنين بسيارى از چيزيهاى نفيس . در آن هنگام عم او محمد مذكور والى فارس بود . بر برادر زاده خود حسد برد . چون شنيد كه خليفه و فرزندان او نسبت بمحمد برادرزاده‌اش آن همه عنايت به كار برده‌اند نسبت بخليفه بد بين و بد خواه شد . او از عم خود نزد متوكل شكايت كرد . متوكل به او اجازه داد كه كارش را بسازد او هم عم خود را از ايالت فارس عزل و بجاى او پسر عم خود حسين بن اسماعيل بن ابراهيم بن مصعب ( بن حسين